صابون بیوشیمی
نوکلئوتیدها
محقق : رخساره کیانی فر – علوم آزمایشگاهی
اختلافات اساسی میان متابولیسم نوکلئوتیدها در باکتری ها و سلول های پستانداران وجود دارد و حتی ، اختلافاتی میان انسان ها و حیوانات نیز موجود است . نوکلئوتیدهای پورین و پیریمیدین در بسیاری از عملکردهای مهم سلول شرکت دارند . نقش های متابولیک نوکلئوتیدها بسیار گسترده از نقش آن ها به عنوان مهیا کنندگان پیش سازهای DNA و RNA گرفته تا پیامبرهای ثانویه است . سطوح سلولی نوکلئوتیدهای پورین و پیریمیدین به وسیله مسیرهای سنتز در نو و بازیافت ( Salvage ) نوکلئوبازها و نوکلئوتیدهای با منشأ بیرونی و درونی ، حفظ می شود .
اسیدهای آمینه ، CO2 ، کربن شماره ۱- تتراهیدروفولات وریبوز – ۵ فسفات به عنوان منبع کربن ، نیتروژن و اتم های اکسیژن برای نوکلئوتیدها در دسترس خواهند بود .
غلظت های درون سلولی نوکلئوتیدها ، در نهایت به وسیله ی آنزیم های تنظیم آلوستریک در مسیرهایی که محصولات نهایی نوکلئوتیدها ، به عنوان عوامل تنظیمی مراحل کلیدی در مسیر عمل می کنند کنترل می شود . برای همانند سازی DNA َ۲- داکسی ریبونوکلئوتیدها ، مستقیماً از ریبونوکلئوتیدها تولید شده و تولید آنها نیز به دقت به وسیله ی نوکلئوتیدهای ۵َ- تری فسفات به عنوان عوامل منفی یا مثبت ، تنظیم می شود .
هضم و جذب نوکلئوتیدها :
با این که پورین و پیریمیدین رژیم غذایی ما به میزان ناچیز در ساختمان اسیدهای نوکلئیک بافتی وارد می شود ( یا اصلاً وارد نمی شود ) ترکیباتی که به صورت نیم خوراکی تجویز می شوند در ساختمان اسیدهای نوکلئیک بافتها شزکت می نمایند . به عنوان مثال ، تیمیدین [H3 ] تزریقی در ساختمان DNA تازه سنتز شده وارد می شود . این امر ، روشی برای اندازه گیری سرعت سنتز DNA در داخل و خارج بدن در اختیارمی گذارد .
آنزیم های ریبونوکلئاز و دزوکسی ریبونوکلئازپانکراس ، اسیدهای نوکلئیک موجود در مواد غذایی را به منونوکلئوتیدهای مربوط تجزیه می کنند . آنزیم های فسفاتاز زوده ای ، این منونوکلئوزیدهاهیدرولیز می کنند .
نوکلئوزیدها ممکن است توسط آنزیم های نوکلئوزیداز یا نوکلئوزیدفسفوریلاز به بازهای ازت دارو قند مربوط تجزیه شوند و یا این که مستقیماً جذب سلولهای مخاطی روده شوند . پنتوز ، فسفات و آدنین حاصل از عمل آنزیم ها ممکن است مجدداً در سنتز نوکلئوتیدها و اسیدهای نوکلئیک شرکت کنند . لیکن اکثر پورین ها و پیریمیدین ها ، پس از اکسید شدن توسط سیستم گزانتین واقع در جدار روده ها به اسید اوریک تبدیل شده و پس از ورود به خون ، دفع می شوند .
نقش ها و عملکردهای بیوشیمیایی نوکلئوتیدها :
نوکلئوتیدها و مشتقات آن ها ، نقش های گوناگون و حیاتی در متابولیسم سلولی بازی می کنند . نوکلئوتیدهای بسیار متفاوتی در سلول های پستانداران وجود دارد . برخی مثل ATP و NAD در غلظت های میلی مولارند ، در حالی که برخی دیگر نظیر dATP و AMP حلقوی که بسیار مهمند در غلظت های پایین تری وجود دارند .
عملکرد و نقش نوکلئوتیدها به طور خلاصه در زیر بیان می شود :
|
ردیف |
عملکرد |
مثال های انتخابی |
|
۱ |
متابولیسم انرژی |
ATP ( انقباض ماهیچه ، انتقال فعال ، گرادیان یونی ، دهنده فسفات) |
|
۲ |
واحدهای منومرنوکلئیک اسیدها |
NTPها و dNTPها( سوبسترای DNA و RNA ) |
|
3 |
واسطه های یولوژیک |
آدنوزین (جریان خون کرونر ) و ADP (تجمع پلاکت ها ) ، CAMP وCGMP ( پیامبرهای ثانویه ) هدایت سیگنال از طریق پروتئین های متصل شونده به GTP |
|
4 |
عملکرد پیش ساز |
GTP (کلاهک گذاری MRNA ) ،تتراهیدروپیوپترین و ( هیدروکسیلاسیون اسیدهای آمینه آروماتیک) |
|
۵ |
اجزاء کوانزیم |
FAD ، NAD ، FMN ، کوآنزیم A |
|
6 |
واسطه ی فعال شده |
UDP – گلوکز ( گلیکوژن ) ، CDP – کولین (فسفولیپیدها) ، SAM ( متیلاسیون ) |
|
۷ |
عوامل آلوستریک |
AMP ( افکتور مثبت فسفوریلاز ) dATP(افکتور منفی ریبونوکلئوتیدردوکتاز) |
املاح صفراوی
محقق : هاجر فانی -علوم آزمایشگاهی
ساختمان شیمیایی :
املاح و اسیدهای صفراوی شامل ۴نوع اسید شناخته شده می باشد .
اسید کولیک که مقدار آن در صفرا بیشتر از بقیه است . ( شکل مولکولی )
اسید داکسی کولیک که فاقد هیدروکسیل بر روی کربن شماره ۷ است .
اسید کنوداکسی کولیک که فاقد هیدروکسیل بر روی کربن شماره ۱۲است .
اسید لیتوکولیک که فرمول آن مثل اسید کولیک است ولی فاقد هیدروکسیل روی کربن شماره ۷ و ۱۲ است کوالات و کنوداکسی نمک های صفراوی اولیه هستند که در اثر واکنش آلفا هیدروکیلاسیون تولید نمک های صفراوی ثانویه لیتوکولات ، داکسی کولات ، یورسوداکسی کوالات را می دهند .
نقش بیوشیمیایی :
املاح صفراوی جذب چربی از روده را تسهیل می کند . نمک های صفراوی همراه با کلسترول و لیستین جهت امولیسیفکیاسیون چربی ما در روده لازم می شوند که جهت هضم و جذب مؤثر مور نیاز است نقش امولیسون کنندگی ß این املاح کشش سطحی محلولهای آبی را کاهش داده در نتیجه ترکیباتی مانند کلسترول اسید چرب ، صابون ها ، لیتین و ویتامین های محلول در چربی KADE را به صورت محلول در می آورد املاح صفراوی به صورت پیشرو وارد پرزهای مخاطی روده شده و چربیها امولیسیون شده را با خود می کشاند لذا موجب جذب چربیها می شود .
مراحل سنتز :
نمک های صفراوی در سلولهای کبد از کلسترول سنتز می شود و بعد از پیوند یافتن با آمینو اسیدهای تورین و گلیسین به داخل صفرا ترشح می شوند این املاح با اسید آمینه ها ترکیب شده و به صورت اسید صفرا در تکیبی (conjugated) و به شکل نهایی نمک های قلیایی گلیکوکولات و توروکولاک در می آیند ان نمک ها را املاح صفراوی می نامند . املاح صفراوی دیگر شامل سدیم ، کلسیم ، پتاسیم و کلرید و بی کربنات می باشد .
مراحل تجزیه و آنالیز :
آنالیز نمک های صفراوی بر روی سرم بیماران باید در حالت ناشتایی یا در یک زمان مشخص بعد از غذا انجام گیرد ، زیرا خوردن غذا با افزایش قابل ملاحظه ای در میزان اسیدهای صفراوی می شود .
نحوه دفع متابولیت ها :
اگر گوارش و جذب چربیها به طور طبیعی انجام نگیرد ، سایر مواد غذایی نیز جذب نخواهد شد چون چربیها روی ذرات غذایی را پوشانده و مانع اثر آنزیم ها گوارشی خواهند شد . در این حالت باکتریهای روده ای موجب گندیدگی مواد غذایی در روده شد . در نتیجه چربیها و سایر . مواد غذایی جذب نشده و همراه مدفوع دفع می شود . دفع متابولیت ها داروها سموم ، املاح cu ـ zn ـ hg در رنگدانه های صفراوی توسط صفرا انجام می گیرد . تنها قسمت کمی از نمک ها صفراوی که وارد روده می شوند از طریق مدفوع دفع می گردد این عمل نیاز به ساخت فعال نمک های صفراوی توسط سلولهای کبدی را کاهش می دهد .
روش های انداه گیری :
نمک های صفراوی م تواند به وسیله تکنیک های زیادی اندازه گیری شود ، ولی روش کروماتوگرافی این به ویژه کروماتوگرافی مایع با قابلیت بالا (HPLC) به طور وسیعی کاربرد دارد و باعث جداسازی انواع نمک های صفراوی می شود .
۳ روش کروماتوگرافی ۱) کروماتو گرافی با لایه نازک (TLC)
2) کروماتوگرافی مایع با قابلیت بالا (HPLC)
3) گاز کروماتوگرافی ـ اسیکترو سکوبی جرمی (GC- MS)
نیاز روزانه نسبت مقدار کلسترول / املاح صفراوی در صفرای طبیعی ۳۰/۱ تا ۲۰/ است . اگر این نسبت به ۱۳/۱ برسد کلسترول صفراوی رسوب خواهد کرد (یکی از علل تشکیل سنگهای صفراوی)
منابع
۱ـ بیوشیم پزشکی هارپر تألیف دکتر رضا محمدی
۲ـ بیوشیمی بالینی
۳ـ بیوشیمی ملک نیا جلد ۲
۴ـ کبد و غدد صفراوی برونس سودارث
http://en.wikipedia.arg/wiki/bile-salts
سنتز کلسترول
محقق : نسرین فلاحی-علوم آزمایشگاهی
کلسترول ترکیب بسیار هیدروفوبیک است که یک گروه هیدروکسیل روی کربن شماره ی سه حلقه ی A دارد که اتصال یک اسید چرب روی ان امکانپذیر است تااستر کلستریل تولید شود . کلسترول تقریبا توسط تمام بافت های انسانی سنتز می شود. البته کبد، روده، کرتکس ادرنال و بافتهای تولید مثلی نقش عمده را بر عهده دارند .
مسیر سنتز کلسترول از طریق هیدرولیز پیوند تیو استری پر انرژی استیل کوا و پیوند فسفات انتها یی ادنوزین تری فسفات پیش می رود.کلسترول در سیتوپلاسم سنتز می شود. مرحله محدودکننده سرعت در سنتز کلسترول عبارت است ازهیدروکسی متیل کوآردوکتازسیتوپلاسمی که سبب تولید اسید موالونیک از هیدروکسی متیل گلوتاریل کوآ می شود. این آنزیم از طریق مکانیسم های متعدد تنظیم می شود: ۱- بیان ژن هیدروکسی متیل کوا ردوکتاز هنگامی که میزان کلسترول کم است فعال می شودکه منجر به افزایش سنتز کلسترول می شود . ۲- فعالیت هیدروکسی متیل کواردوکتاز از طریق عمل پروتیین کینازی که توسط گلوکاگون فعال می شودکه سبب غیر فعال شدن هیدروکسی متیل کوا ردوکتاز می شود .پروتیین فسفاتازی که توسط انسولین فعال می شودکه سبب فعال شدن هیدروکسی متیل کواردوکتاز می شود تحت کنترل است ۳- دارو هایی مانند لواستاتین و مواستاتین مهار کننده ی رقابتی هیدروکسی متیل کواردوکتاز هستند این داروها برای کاهش کلسترل پلاسما در بیماران مبتلا به هیپر کلسترولمی مورد استفاده قرار می گیرد. تجزیه ساختمان حلقوی کلسترول در انسان امکان پذیر نیست.اتصال کمپلکس گیرنده هورمون استروییدی به HRE به ناحیه افزایش دهنده سبب فعال شدن ژن پیش بر که منجر به نسخه برداری می شود می گردد . دفع کلسترول از بدن یا از طریق تبدیل به نمک های صفراوی یا از طریق ترشح به درون صفرا امکان پذیر است.باکتری های روده ای می توانند کلسترول را است.باکتری های روده ای می توانند کلسترول را یا از طریق تبدیل به نمک های صفراوی یا از طریق ترشح به درون صفرا امکان پذیر است.باکتری های روده ای می توانند کلسترول را به کوپرستانول و کول استانول احیا کنند که همراه با کلسترول حجم استر های مدفوعی خنثی را تشکیل می دهند. نمک های صفراوی و فسفاتیدیل کولین از نظر کمی مهم ترین اجزای عالی تشکیل دهنده صفرا هستند.نمک های صفراوی عبارتند از اسیدهای صفراوی کونژوگه که توسط کبد تولید می شوند.اسید های صفراوی اولیه یعنی اسید کولیک و اسید کنودئوکسی کولیک آمفی آتیک هستند و می توانند به عنوان مواد امولسیفیه کننده عمل کنند. مرحله محدود کننده در سنتز اسید صفراوی توسط کلسترول-۷-آلفا –هیدروکسیلاز کاتالیزه می شود.این آنزیم توسط کلسترول فعال می شود وتوسط اسید های صفراوی مهار می گردد.بیش از اینکه اسید های صفراوی ازکبد خارج شوند،با یک مولکول گلیسین یا تائورین،کنژوگه می شود. و نمک های صفراوی اولیه را تولید می کنند.نمک ئهای صفراوی عبارت اند از :اسیدگلیکو کولیک و اسیدتائاروکولیک،اسید گلیکو کنوداکسی کولیک و اسید تائوروکنودئوکسی کولیک.
نمک های صفراو ی در مقایسه با اسیدهای صفراوی آمفیاتیک تر هستند و به همین دلیل امولسیفایر موثرتری می باشند.باکتری های روده می توانند گلیسین و تائورین را بردارند. و می توانند یک گروه هیدروکسی از هسته ی استروییدی بردارند تا اسید های صفراوی ثانویه،یعنی اسیددئوکسی کولیک و اسید لیتوکولیک تولید شود.صفرا به درون روده ترشح می شود.و بیش از ۹۵% نمک ها و اسیدهای صفراوی به شکل کارامد باز جذب می شود.این ترکیبات با انتقال فعال از سلول های مخاطی روده به خون پورتال منتقل م یشوند و در خون پورتال توسط آلبومین به کبد حمل می شوند.(گردش انتروهپاتیک).در کبد اسیدهای صفراوی اولیه و ثانویه دوباره به نمک های صفراوی تبدیل می شوند. و به درون صفرا ترشح می شوند.در صورتی که کلسترول بیشتر از میزانی که بتواند توسط نمک های صفراوی و فسفاتیدیل کولین موجود به حالت محلول درآید،بیماری سنگ کلسترولی صفرا ممکن است بروز کند.لیپوپروتئین های پلاسما شامل:کیلومیکرون ها ،لیپوپروتئین های با چگالی بسیار کم،لیپوپروتئین های با چگالی کم،و لیپوپروتئین های با چگالی زیاد هستند.عملکرد این ترکیبات محلول نگه داشتن لیپیدها که شامل عمدتا تری اسیل گلیسرول ها و استرهای کلسترول هستند ،هنگام حمل و نقل میان بافت ها است.لیپوپروئین ها از هسته ی لیپیدی خنثی تشکیل شده اند که توسط پوسته ی آپو لیپوپروتئین ،فسفولیپید و کلسترول غیر استریفیه ی آمفیاتیک احاطه شده است.کیلومیکرون ها توسط سلول های مخاطی روده از لیپیدهای موجود در رژیم غذایی یعنی به طور عمده تری اسیل گلیسرول به اضافه لیپیدهای دیگری که در سلول های مخاطی روده ساخته شده اند ،سر هم می شوند و ذره ی کیلومیکرون در حالت تکامل از یک مولکول آپولیپوپروتئین B-84 برخوردار است .این ذرات از سلول های روده به سیستم لنفاتیک رها می شوند و از آن جا به خون می ریزند و در آنجا آپولیپوپروتئین Cو آپولیپوپروتئین E از HDL دریافت می دارد ،و بدین ترتیب کیلومیکرون دارای عملکرد می شود .آپولیپوپروتئین C سبب فعال شدن لیپوپروتئین لیپاز می شود که این آنزیم خود سبب تجزیه ی تری اسیل گلیسرول ،کیلومیکرون به اسید های چرب و گلیسرول می گردد.اسیدهای چرب که رها می شوند یا ذخیره می شوند یا برای تولید انرژی مورد استفاده قرار می گیرند.گلیسرول توسط کبد متابولیزه می شود .بیماران مبتلا به کمبود لیپوپروتئین لیپاز یا آپولیپوپروتئین c دچار انباشتگی قابل توجه کیلومیکرونها در پلاسما هستند (هیپرلیپوپروتئینمی نوع دو یاکمبود ارثی لیپوپروتئین لیپاز یا هیپر تری اسیل گلیسرولمی) پس از اینکه بیشتر تری اسیل گلیسرول برداشته شد ،آپولیپوپروتئین c به HDL بازگردانده می شود و باقی مانده کیلومیکرون که بیشتر کلسترول موجود در رژیم غذایی را حمل می کند به گیرنده ای که آپولیپوپروتئین E را مورد شناسایی قرار می دهد در کبد اتصال می یابد .ذره تحت آندستیوز قرار می گیرد و محتویات آن توسط آنزیم های لیزوزومی تجزیه می شوند. VLDL های در حال تکامل درکبد تولید می شود و عمدتا از تری اسیل گلیسرول تشکیل شده اند .این ترکیبات حاوی یک مولکول آپولیپوپروتئین ۱۰۰ -Bهستند .مانند کیلومیکرون های در حال تکامل، VLDL نیز آپولیپوپروتئین C و آپولیپوپروتئین E را از HDL پلاسما می گیرند. عملکرد VLDL ها عبارت است از حمل و نقل تری اسیل گلیسرول از کبد به بافت های محیطی که در آنها لیپوپروتئین لیپاز به تجویز لیپید می پردازد.با برداشته شدن تری اسیل گلیسرول از VLDL این ذره به دریافت استرهای کلسترول از HDL می پردازد .این فرآیند توسط پروتئین ناقل استر کلسترول انجام می شود و در نهایت VLDLدر پلاسما به LDL تبدیل می شود.که ذره ای بسیار کوچکتر و چگال تر است .آپولیپوپروتئین C آپولیپوپروتئین E به HDL بازگردانده می شود.اما LDLآپولیپوپروتئین B-100 را نگه می دارد . این آپو لیپو پروتیین ها توسط گیرنده های سطحی بافتهای محیطی و کبد مورد شناسایی قرار می گیرد. LDL ها تحت اندوستیوز با واسطه گیرنده قرار می گیرند، و محتویات آن توسط لیزوزوم ها تجزیه می شود. کمبود گیرنده LDL که دارای عملکرد باشد سبب هیپر لیپیدمی نوع دو ( هیپر لیپیدمی ارثی ) می شود . کلسترول اندوسیتوز شده سبب مهار شدن HMG کوا ردوکتاز می شود .
LDL که دارای عملکرد باشد سبب هیپر لیپیدمی نوع دو (هیپر لیپیدمی ارثی) می شود. کلسترول اندوسیتوز شده سبب مهار شدن HMG کوا ردوکتاز می شود.
چربی های غیرصابونی شونده
محقق : فاطمه سادات کرماجانی-علوم آزمایشگاهی
لیپیدهایی که مورد بحث قرار گرفته اند قابل صابونی شدن نبوده یعنی با قلیاها و در اثر حرارت ایجاد صابون نمیکنند. در سلولها مقدار کمتری از این نوع چربیها موجود است که غیر قابل صابونی شدن هستند. دو گروه اصلی از این لیپیدها یکی استروئیدها و دیگری ترپنها هستند.
استروئیدها: ساختار استروئیدها از سه حلقه شش ضلعی فنانترن و یک حلقه پنج ضلعی هستند. از میان مهمترین استروئیدهایی که در طبیعت دیده میشوند، اسیدهای صفراوی ، هورمونهای جنسی ، هورومونهای قسمت قشری غدد فوق کلیوی و ویتامین D و کلسترول را میتوان نام برد. استروئیدها به مقدار بسیار کم در سلولها موجودند و فقط یک نوع آنها که بطور کلی استرول نامیده میشود، بسیار فراوان است. کلسترول فراوانترین نوع استرولها در بافتهای حیوانی است.
کلسترول در گیاهان دیده نمیشود. استرول موجود در گیاهان به نام فیتوسترولها مشهورند. قارچها و مخمرها حاوی استرولهایی به نام میکو استرول هستند. در این دسته ارگوسترول را میتوان نام برد که به ویتامین D تبدیل میشود. کلسترول یک آمفی پاتیک بوده در نتیجه از اجزای ساختمانی مهم غشاهاست، یعنی سیالیت غشا سلول جانوران را تعدیل می کن بطور طبیعی در بدن یک فرد بالغ، به ازاء هر کیلوگرم وزن بدن ۲ گرم کلسترول وجود دارد .
مشتقات مهم کلسترول: نمک های صفراوی،هورمون های استروئیدی، ویتامینD
ترپنها: از نقطه نظر شیمیایی ، روغنهای اسانسی ، عمدتا متشکل از لیپیدهای ساده ای هستند که ترپن نامیده میشوند. ترپن ها، مولکولهای آلی نسبتا کوچکی هستند که تنوع ساختاری گستردهای دارند. تاکنون هزاران ترپن مختلف شناخته شده است. بعضی از آنها هیدروکربن هستند و برخی دیگر در ساختارشان اکسیژن هم دارند. تعدادی از آنها مولکولهای راستزنجیرند و برخی ترکیبات هم دارای یک یا چند حلقه میباشند.
بسیاری از ترپنهای بزرگ مولکول ، فعالیت بیولوژیکی مهمی دارند. به عنوان مثال ، لانوسترول (یک تریترپن) پیش ترکیب بیوسنتز هورمونهای استروئیدی است و β- کارتن یک تتراترپن منبع تغذیهای ویتامینA میباشد.
ترپن ها به مقدار جزیی در سلولها وجود دارند. ترپن ممکن است دارای ساختمان خطی یا حلقوی باشد. ویتامین A ، کاروتنها ، بیشتر اسانسها و ویتامین E و ویتامین K از ترپنها مشتق میشوند.
نام شیمیایی ویتامین A رتینول است.رتینول به صورت استرهای رتینیل همچون رتینیل استات و رتینیل پالمیتات نیز وجود دارد.مکان ذخیره عمده ویتامین A در بدن کبد است که بیشتر به صورت استرهای رتینیل است. ویتامین E ترکیبی است محلول در چربی که در سال ۱۹۳۶ از جوانه ی گندم جدا شد و آلفا توکوفرول نامیده شد. این نام مشتق از کلمهی یونانیTOKOS به معنی “تولد کودک” و PHEREIM یعنی به “دنیا آوردن” و OL برای نشان دادن عامل الکلی موجود در ساختمان این ویتامین است. در سالهای بعد دو توکوفرول دیگر، به نام های بتا وگاما توکوفرول از روغنهای گیاهی جدا شدند که فعالیت بیولوژیکی کمتری نسبت به آلفا توکوفرول داشتند و مشخص شد که آلفا توکوفرول مؤثرترین فرم ویتامین E در پیشگیری از علایم کمبود ویتامین E است.
ایکوزانوئیک اسید:ایکوزانوئیدها هورمون های پاراکرینی هستند که به جای ورود به داخل گردش خون برای اثر برروی سلول های موجود در بافت ها یا اعضاء دیگر، تنها بر روی سلول های موجود در نزدیکی محل سنتز خود اثر می کنند. این عوامل در تولید مثل،التهاب، تب ودرد همراه با آسیب یا بیماری، تشکیل لخته خون وتنظیم فشار خون، ترشح اسید معده وبسیاری از فرایندهای مختلف دیگر نقش دارند که در حالات سلامتی وبیماری انسان مهم هستند.
تمامی ایکوزانوئیدها مشتقاتی از یک اسید چرب ۲۰ کربنه با چند پیوند دوگانه،به نام اسید آراشیدونیک می باشند که نام عمومی خود را از آن (کلمه یونانی eikosi به معنی “بیست”) گرفته اند. سه کلاس ایکوزانوئیدها ، شامل پروستاگلاندین ها،ترومبوکسان ها ولکوترین ها،وجود دارد.
پروستاگلاندین ها(PG) حاوی یک حلقه پنج کربنه درزنجیر اسید آراشیدونیک می باشند. نام این ترکیبات از غده پروستات گرفته شده است پروستاگلاندین ها برروی دامنه وسیعی از فعالیت های سلولی و بافتی تاثیر دارند. بعضی از پروستاگلاندین ها انقباض عضله صاف رحم را در هنگام قاعدگی وزایمان تحریک می نمایند. سایر پروستاگلاندین ها برروی جریان خون بعضی اعضاء اختصاصی، چرخه خواب – بیداری وپاسخ دهی بضی از بافت ها به هورمون هایی نظیر اپی نفرین وگلوکاگون، اثر دارند. پروستاگلاندین های موجود در گروه سوم، دمای بدن را افزایش داده (ایجاد تب نموده ) ودر تولید التهاب ودرد نقش دارند.
ترومبوکسان ها دارای یک حلقه ۶ اتمی بایک اتر می باشند. این ترکیبات توسط پلاکت ها (ترومبوسیت ها) تولید می شوند ودر تشکیل لخته خون وکاهش جریان خون در محل لخته نقش دارند
لوکوترین ها که ابتدا در لوکوسیت ها یافت شدند،حاوی سه پیوند دوگانه کونژوگه می باشند.این ترکیبات، پیام های بیولوژیکی قوی هستند.برای مثال،لکوترین D4 که از لکوترین A4 تولید می گردد، انقباض عضلات موجود در دیواره مسیرهای هوایی منتهی به ریه ها را تحریک می نماید. تولید بیش از حد لکوترین ها منجر به حملات آسمی شده ومهار سنتز لکوترین ها یکی از اهداف داروهای ضد آسم،نظیرپردنیزون،می باشد.انقباض قوی عضلات صاف ریه که در طی شوک آنافیلاکتیک رخ می دهد، قسمتی از واکنش آلرژیک در افراد دارای حساسیت بیش از حد به نیش زنبور،پنی سیلین وعوامل مختلف دیگر است که در مواردی منجر به مرگ می گردد.
برای استخراج وجداسازی لیپیدها ازروش های کروماتوگرافی گازی استفاده می شود .
سنتز اسیدهای چرب
![]()
اهمیت بیولوژیک
نقش (غیر کالری) چربی ها نیز شناخته شده است.تری آسیل گلیسرول ها به عنوان انرژی ذخیره شده و عایق عمل می نمایند:در بیشتر سلول های یوکاریوتی ،تری آسیل گلیسرول ها یک فاز مجزا میکروسکوپی ،به صورت قطرات چربی در سیتوزول آبی ،ایجاد نموده و به عنوان ذخایر مواد سوختی متابولیک عمل می نمایند.در مهره داران سلول های اختصاصی ،به نام سلول های چربی،مقادیر زیادی از تری آسیل گلیسرول ها را به صورت قطرات چربی ذخیره می نمایند که تقریبا به طور کامل سلول را پر می کنند.تری آسیل گلیسرول ها همچنین به صورت رو غن در داخل دانه های بسیاری از گیاهان ذخیره شده و انرژی و پیش سازهای بیو سنتتیک مورد نیاز در هنگام جوانه زدن دانه را فراهم می آورند.سلول های چربی و دانه های جوانه زن حاوی آنزیم های لیپاز هستندکه با هیدرولیز تری آسیل گلیسرول های ذخیره شده ،اسیدهای چرب را آزاد نموده تا به مناطق نیازمندبه آنها به عنوان سوخت،انتقال داده شوند.در بعضی از حیوانات ،تری آسیل گلیسرول های ذخیره شده در زیر پوست،نه تنها به عنوان ذخایر انرژی بلکه همچنین به عنوان عایق در برابر درجه حرارت های پایین عمل می نمایند.خوکهای آبی ،شیر ماهی،پنگوئن ها دارای لایه های متعددی از تری آسیل گلیسرول ها می باشند..
اهمیت بیو شیمیایی
اسیدهای چرب در گردش به وسیله ی سلول ها برداشته شده و به طور اولیه برای تولید انرژی در میتوکندری در یک فرآیندی که با تولید انرژی ازدیگر منابع کامل میشود مصرف میشود.اسیدهای چرب در میتوکندری با تولید NADH و FADH2 به استیل کوآ میشکنند.سپس این ۳ محصول در ماتریکس میتوکندری برای تولید انرژی از طریق چرخه ی تری کربوکسیلیک اسید وفسفوریلازیسیون اکسیداتیو استفاده می شوند.استفاده از اسیدهای چرب برای تولید انرژی به طور قابل توجهی از بافتی به بافت دیگر متفاوت بوده و به طور قابل توجهی به حالت متابولیکی مثل سیری و ناشتا بستگی دارد.
محل انجام فرآیند:قبلاتصور می شدکه سنتزاسیدهای چرب(لیپوزنز) صرفا به صورت معکوس واکنش های اکسیداسیون در داخل میتوکندری هاست،امروزمشخص شده که یک سیستم بسیار فعال خارج میتوکندری برای سنتز کامل پالمیتات از استیل کوآنزیمA درسیتوزول لازم است.سیستم دیگری برای طویل کردن زنجیره ی اسیدهای چرب نیز در شبکه ی آندوپلاسمیک کبد وجود دارد.
کوفاکتور ها:
NADPH,ATP,Mn2+,HCO3 وبیوتین.
سوبسترا:
سوبسترای اصلی این سیستم استیل کوآومحصول نهایی آن پالمیتات آزاد است.
آنزیمهای تنظیمی
Acetyl transacylase, Malonyl transacylase
- ketoacyl synthase, B- ketoacyl reductase
- Hydroxyacyl dehydratase, Enoyl redutase
Acyle transacylase, Palmitoyl thioestrease
تولید انرژی
در هنگام تشکیل مالونیل کوآنزیم A از استیل کوآنزیم A یک ATP مصرف می شود و انرژی لازم برای سنتز اسید چرب به طور غیر مستقیم از این طریق فراهم می شود. تولید NADPH لازم جهت سنتز اسیدهای چرب از طریق آنزیم مالیک تولید می شود. منبع دیگر برای تولید NADPH ، مسیر پنتوزفسفات است.
هورمونهایی که در تنظیم متابولیسم لیپیدها نقش دارند: انسولین، گلوکاگون، اپی نفرین – نورواپی نفرین هستند.
بیماریهای متابولیک و علایم بالینی
افرادی که در معرض کمبود G6PD باشند اگر در معرض ترکیبات موجود در باقلا و یا بعضی دارودها مثل آسپیرین ، سولفونامید و داروهای ضد مالاریا (Primaquine) قرار بگیرند کم خونی همولتیک خاصی را نشان می دهند کخه در این افرا آسیب وارد به علت وجود آب اکسیژنه افزایش می یابد- یک گونه ی ژنتیکی ترانس کتولاز در ارتباط با سندرم ورنیک- کورساکف است که این سندرم غالباً در الکلی ها مشاهده می شود، محدودیت فعالیت ترانس کتولاز منجر به عوارضعصبی – روانی می شود. ۱۰ دسته از بیماریهای ذخیره ای چربی شناخته شده است که در آنها تجزیه اسنگوملین به خوبی انجام نمی شود که این خود باعث تورم و عملکرد اشتباه بافتها می شود که این حالت منجر به مرگ زودرس نوزادان می شود.و شایع ترین عارضه در همه ی این بیماریها عقب ماندگی ذهنی است که این خود بر اهمیت تجزیه و سنتز مجدد اسفنگولیپیدها تأکید می کند. شبکیه، کید، طحال نیز ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرند این بیماریها ارثی بوده و ناشی از نقصانهای ژنتیکی می باشند که منجر به کاهش فعالیت آنزیمهای هیدرولیز کننده می شوند. در فرآیند تشکیل مالونیل کوآنزیم A لز الستیل کوآنزیم A به پیوستن احتیاج است که در صورت کاهش این روند دچار اختلال می شود.
علایم سندرم ورنیک- کورساکف شامل فلج شدن، حرکات غیر طبیعی چشم و ضعف قوای دماغی می باشند که شروع این علایم در اثر کمبود ویتامین B1 تسریع می گردد. که البته این کاهش ویتامین B1 را می توانیم از طریق رژیم غذایی جبران کرد.
تغییردر فعالیت مسیر لیپوژنز در بین افراد مختلف برماهیت وشدت چاقی تاثیر می گذاردویکی از ضایعات در دیابت قندی وابسته به انسولین ،مهار روند لیپوژنز است.
خوش آمدید