زندگی نامه آیت الله شیخ حسین وحید خراسانی

vaheed

آنچه از نظرتان می گذرد زندگی نامه آیت الله وحید خراسانی است که عالم گرانقدر مرحوم شریف رازی، سالها پیش در کتاب گنجینه دانشمندان نگاشته است.

آقاى حاج شیخ حسین خراسانى معروف به وحید عالمى محقق و فقیهى مدقق و مدرسى علامه و استادى فرزانه مجتهدى كامل و مصنفى فاضل جامع معقول و منقول و حاوى فروع و اصول مى‏باشد. تولدش در سال 1300 شمسى در مشهد واقع شده و پس از گذرانیدن دوران صباوت و خواندن ادبیات و سطوح اولى و نهائى را از مرحوم آیت‏الله حاج شیخ محمد نهاوندى صاحب تفسیر فراگرفته و به درس خارج مرحوم آیت‏الله میرزا مهدى اصفهانى و آیت‏الله آشتیانى حاضر شده و استفاده‏ها نموده و به واسطه داشتن استعداد و نبوغ فكرى به مدارج عالیه

علم و اجتهاد ارتقا یافته و علوم عقلیه فلسفه و حكمت را از مرحوم میرزا ابوالقاسم الهى و میرزا مهدى آشتیانى فراگرفته و در سال 1327 خورشیدى در شهر رى به دیدن مرحوم سیدنا الاستاد آیت‏الله العظمى حجت كوه كمرى رضوان‏الله علیه شرفیاب شده و پس از مذاكرات علمى مفتخر به دریافت اجاره اجتهاد مطلق گردیده و به قصد تكمیل مبانى و دیدن نظریات آیات و مراجع عظام عراق مجتهدا در سن 27 سالگى مهاجرت به نجف اشرف نموده و در درس مرحوم آیت‏الله العظمى میرزا عبدالهادى شیرازى و آیت‏الله حكیم و بالاخص آیت‏الله العظمى خوئى شركت كرده و از سال 1378 قمرى شروع به گفتن درس خارج فقه و اصول نموده است.

معظم‏له حدود دوازده سال در نجف تدریس خارج داشت تا در سال 1390 كه به ایران برگشته و بنا بر اسرار فضلاء محصلین مشهد و علماء خراسان و امر بعضى از مراجع یكسالى در مشهد توقف و به تدریس پرداخته و بعد از آن مهاجرت به قم نموده و اكنون در حوزه علمیه اشتغال به تدریس خارج فقه و اصول دارد و حوزه درسش بسیار جالب و بیش از صد نفر از فضلا و محصلین خوش فهم شركت دارند كه اغلب آنها دراسات و تقریرات معظم‏له را به رشته تحریر آورده و بعضى براى طبع آماده نموده‏اند.

علامه وحید بیانى جامع و زیبا دارد و از فكر شاگرد و تلمیذ خود رفع هر گونه ابهام و اشتباه مى‏كند. جزوات در فقه و اصول از دراسات و تقریرات آیت‏الله خوئى و دیگران دارد و آثار علمى دیگر او كه دیدم از این قرار است 1- شرح بر شرایع الاسلام 2- حاشیه‏اى بر كفایه 3- حاشیه‏اى بر مكاسب.

احادیث

خطبه فدكيه حضرت زهرا سلام الله علیها

fadakieh

هنگامى كه ابوبكر و عمر تصميم گرفتند فدك را از حضرت فاطمه عليهاالسلام بگيرند و اين خبر به ايشان رسيد، لباس به تن كرده و چادر بر سر نهاد، و با گروهى از زنان فاميل و خدمتكاران خود بسوى مسجد روانه شد، در حاليكه چادرش به زمين كشيده مى‏شد، و راه رفتن او همانند راه رفتن پيامبر خدا بود، بر ابوبكر كه در ميان عده‏اى از مهاجرين و انصار و غير آنان نشسته بود وارد شد، در اين هنگام بين او و ديگران پرده‏اى آويختند، آنگاه ناله‏اى جانسوز از دل برآورد كه همه مردم بگريه افتادند و مجلس و مسجد بسختى به جنبش درآمد.

سپس لحظه‏اى سكوت كرد تا همهمه مردم خاموش و گريه آنان ساكت شد و جوش و خروش ايشان آرام يافت، آنگاه كلامش را با حمد و ثناى الهى آغاز فرمود و درود بر رسول خدا فرستاد، در اينجا دوباره صداى گريه مردم برخاست، وقتى سكوت برقرار شد، كلام خويش را دنبال كرد و فرمود:

ادامه مطلب... افزودن نظر جدید

أَلاَ وَ إِنَّ لِکُلِّ مَأمُومٍ إِمَاماً يَقْتَدِي بِهِ وَيَسْتَضِيءُ بِنُورِ عِلْمِهِ

nahj2

آگاه باش! هر مامومى امام و پيشوائى دارد كه بايد باو اقتدا كند و از نور دانشش بهره گيرد، بدان امام شما از دنيايش بهمين دو جامه كهنه‏ و از غذاها به دو قرص نان اكتفا كرده است، آگاه باش! شما توانائى آنرا نداريد كه چنين باشيد اما مرا باورع تلاش عفت پاكى و پيمودن راه صحيح ‏يارى دهيد،

بخدا سوگند من از دنياى شما طلا و نقره‏اى نيندوخته‏ام، و از غنائم ‏و ثروتهاى آن مالى ذخيره نكرده‏ام و براى اين لباس كهنه‏ام بدلى مهيا نساخته‏ام ‏و از زمين آن حتى يك وجب در اختيار نگرفته‏ام. و از اين دنيا بيش از خوراك مختصر و ناچيزى بر نگرفته‏ام. اين دنيا در چشم من بى ارزشتر و خوارتر از دانه تلخى است كه ‏بر شاخه درخت ‏بلوطى برويد.

آرى از ميان آنچه آسمان بر آن سايه افكنده تنها "فدك" دراختيار ما بود كه آن هم گروهى بر آن بخل و حسادت ورزيدند و گروه ديگرى آن‏را سخاوتمندانه رها كردند (و از دست ما خارج گرديد) و بهترين حاكم ‏خدا است.

ادامه مطلب... افزودن نظر جدید

يا من تحل به عقد المكاره

__

دعای یا من تحل که حضرت هادی تعلیم الیسع قمی کرده و فرموده: آل محمد این دعا را هنگام بلا و ظهور دشمن و خوف فقر و تنگی سینه می خواندند؛

شیخ كفعمى در كتاب «مصباح» دعايى نقل كرده و فرموده است: سيّد ابن طاووس اين دعا را براى ايمن شدن‏ از ستم سلطان و نزول بلا و چيرگى دشمنان و ترس و تنگدستى و دل‏تنگى ذكر كرده، و آن از دعاهاى صحيفه سجّاديه است، پس هرگاه از زيان آنچه ذكر شد در هراس بودى آن را بخوان. و دعا اين است:

يَا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ الْمَكَارِهِ وَ يَا مَنْ يُفْثَأُ بِهِ حَدُّ الشَّدَائِدِ وَ يَا مَنْ يُلْتَمَسُ مِنْهُ المَخْرَجُ إِلَى رَوْحِ الْفَرَجِ ذَلَّتْ لِقُدْرَتِكَ الصِّعَابُ وَ تَسَبَّبَتْ بِلُطْفِكَ الْأَسْبَابُ وَ جَرَى بِقُدْرَتِكَ الْقَضَاءُ وَ مَضَتْ عَلَى إِرَادَتِكَ الْأَشْيَاءُ فَهِيَ بِمَشِيَّتِكَ دُونَ قَوْلِكَ مُؤْتَمِرَةٌ وَ بِإِرَادَتِكَ دُونَ نَهْيِكَ مُنْزَجِرَةٌ أَنْتَ الْمَدْعُوُّ لِلْمُهِمَّاتِ وَ أَنْتَ الْمَفْزَعُ فِي الْمُلِمَّاتِ لا يَنْدَفِعُ مِنْهَا إِلا مَا دَفَعْتَ وَ لا يَنْكَشِفُ مِنْهَا إِلا مَا كَشَفْتَ وَ قَدْ نَزَلَ بِي يَا رَبِّ مَا قَدْ تَكَأَّدَنِي ثِقْلُهُ وَ أَلَمَّ بِي مَا قَدْ بَهَظَنِي حَمْلُهُ وَ بِقُدْرَتِكَ أَوْرَدْتَهُ عَلَيَّ وَ بِسُلْطَانِكَ وَجَّهْتَهُ إِلَيَّ فَلا مُصْدِرَ لِمَا أَوْرَدْتَ وَ لا صَارِفَ لِمَا وَجَّهْتَ وَ لا فَاتِحَ لِمَا أَغْلَقْتَ وَ لا مُغْلِقَ لِمَا فَتَحْتَ وَ لا مُيَسِّرَ لِمَا عَسَّرْتَ وَ لا نَاصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ افْتَحْ لِي يَا رَبِّ بَابَ الْفَرَجِ بِطَوْلِكَ

ادامه مطلب... افزودن نظر جدید

أما وجه الانتفاع بي في غيبتي..

6

أما وجه الانتفاع بي في غيبتي فكالانتفاع بالشمس إذا غيبها عن الأبصار السحاب (بحار الأنوار، جلد 53، صفحه 181)

"... اما کیفیت انتفاع مردم از وجود من در زمان غیبت، همانند بهره بری آنان از خورشید است در هنگامی که ابرهای تیره آنرا بپوشانند."

نيمه شعبان سالروز ميلاد مسعود قطب عالم امكان آخرين خليفه پروردگار، حضرت بقيه الله الاعظم (اروحنا فداه) مي باشد.

آن حضرت پس از ولادت به سجده افتاده و فرمودند:

اشهد ان لا اله الاالله و ان محمدارسول الله و ان ابي اميرالمؤمنين، سپس نامهاي مبارك امامان را يك بيك شمردند تا به خود رسيدند و آنگاه براي ظهور خويش دعا كردند. (كمال الدين ص428)

ادامه مطلب... افزودن نظر جدید

ليسَ العِلمُ بِالتَّعلّم إنَّما هو نورٌ ...

onvan

علاّمه محمدباقر مجلسی رحمة الله علیه در جلد اول بحارالأنوار  می نویسد:

این عبارت را به خط شیخ خود، بهایی قدس الله روحه یافتم: شیخ شمس الدین محمد بن مكی فرموده که نقل می كنم از دست نوشته شیخ احمد فراهانی رحمه الله، از عنوان بصری كه پیرمردی 94 ساله بود كه گفت:

من نزد "مالک بن انس" رفت و آمد داشتم؛ چون جعفر صادق (ع) به مدینه آمد، من به نزد او رفت و آمد کردم و دوست داشتم همان طور که از "مالک" تحصیل علم می کردم، از او نیز تحصیل علم نمایم. آن حضرت روزی به من فرمود: من تحت نظر دستگاه حکومتی هستم و علاوه بر این، در هر ساعتی از شبانه روز اوراد و اذکاری دارم که بدانها مشغولم و تو مرا از ذکرم باز مدار و علومت را از مالک بگیر، همچنان که سابقاً هم این طور بود که نزد او رفت و آمد می کردی.

من از این مطلب غمگین شدم و از نزدشان بیرون رفتم و با خود گفتم اگر در من خیری می دید من را از رفت و آمد به نزد خود و بهره بردن از علمش منع نمی کرد. پس به مسجد رسول الله (ص) رفتم و بر آن حضرت سلام کردم و فردای آن روز دوباره به روضه نبوی برگشتم و دو رکعت نماز گزاردم و عرض کردم: خدایا! خدایا! از تو می خواهم که قلب جعفر را بر من متمایل گردانی و مرا از علم او تا حدی که باعث هدایت من به صراط مستقیم تو باشد بهرمند کنی.

ادامه مطلب... افزودن نظر جدید

ذهبت والله الامانی عند هذه الایه

dareakherat

تلی قوله تعالی: تلک الدار الآخرة نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقین. و جعل یبکی و یقول: ذهبت والله الامانی عند هذه الآیة، ثم قال: فاز والله الابرار، تدری من هم؟ ( هم ) الذین لایؤذون الذر کفی بخشیة الله علما، وکفی بالاغترار بالله جهلا، یا حفص إنه یغفر الجاهل سبعون ذنبا قبل أن یغفر للعالم ذنب واحد، و من تعلم و عمل و علم لله دعی فی ملکوت السماوات عظیما

بحار الانوار جلد دوم باب ۹

امام صادق (ع) این آیه را که خواندند شروع کردند به گریه کردن و فرمودند: با این آیه تمام آرزوها از بین می رود. بعد (خطاب به یکی از اصحاب خود به نام حفص) فرمودند: فاز والله الابرار... نیکان رستگار شدند. می دانی این ها چه کسانی هستند؟ آن هایی که خشیت خدا را دارند. امام در ادامه فرمودند : انه یغفر للجاهل سبعون ذنبا قبل ان یغفر للعالم ذنب واحد؛ خدا هفتاد گناه انسان جاهل را می آمرزد، قبل از این که یک گناه عالم را ببخشد.

احادیث

حب الدنیا راس کل خطیئة

donya1

در شرح روایت به بیان یکی از علما اکتفا می کنیم. وقتی محبت دنیا در دل انسان جای گرفت و وجودش را تسخیر کرد؛ زمانیکه مرگ به سراغ او می آید خود را در حالی مشاهده می کند که دارند از محبوبش که سراسر عمرش را صرف بدست آوردن و انس با او کرده، جدا می کنند و چون ماموران الهی یعنی ملائکه را متصدی این کار می بیند با بغض و دشمنی آنان بلکه خدای سبحان که لا یسبقونه بالقول و هم بامره یعملون از دنیا به عالم برزخ رحلت می کند.

ببین کار انسان از محبت دنیا به کجا می رسد؟ به دشمنی اولیاء خدا. پس خوب بیاندیش و حال خود را در آن روز بسنج. روزی که خواه ناخواه ترا در برمی گیرد. ببین در آن روز از محبوبت جدا می شوی یا به بشارت رضوان الهی و همنشینی با انبیاء و اوصیاء و بهشت برین شادمان می گردی؟

مبادا زندگی ابدی خود را به چیزی یا کسانی بفروشی که تا بیش از دفن بدن، همراهت نیستند؟

افزودن نظر جدید

اعمل لدنیاک کانک تعیش ابدا

hadis

اعمل لدنياك كانك تعيش ابدا و اعمل لاخرتك كانك تموت غدا

برای امور دنیوی چنان عمل کن که گویا همیشه در دنیا هستی و فرصت استفاده از لذائذ مادی را داری. پس آرام باش و در نیل به مقاصد دنیوی عجله نکن. اما برای امور اخروی که مربوط به زندگی ابدی توست اهل سرعت بلکه سبقت باش و در خیرات به عملی قانع نباش و گمان مبر که همیشه فرصت داری بلکه طوری عمل کن که گویا فردا روز رفتن تو و انتقال به عالم آخرت است. پس از امروزت توشه بردار.

این معنای روایت شریف است که از قرار دادن کنار سایر اخبار وارده در این باب به روشنی استفاده می شود. نه آنکه بعضی از اهل دنیا گمان کرده اند که یعنی در راه رسیدن به اهداف دنیایی و مادی، مرگ را فراموش کن و فکر کن همیشه در دنیا خواهی بود. خلاصه یاد مرگ ترا از تلاش برای رسیدن به متاع دنیا باز ندارد. به آنچه به تو رسیده قانع نباش و هم و غم خود را در بدست آوردن ثروت و قدرت بیشتر قرار بده، طوری که گویا همیشه در دنیا هستی.

این طور معنا کردن حدیث مخالف روایات بیشماری است که از اهل بیت عصمت و طهارت صلوات الله علیهم در ترغیب به زهد و بی رغبتی به متاع فانی دنیا، و یاد مرگ و آماده کردن توشه برای زندگی ابدی، به ما رسیده است؛ بلکه مخالف سیره محکمه آنان و علمای صالحین از شیعیانشان؛ و مخالف آیات قران کریم است که انما الحیوة الدنیا لهو و لعب و ان الدار الاخرة لهی الحیوان لو کانو یعلمون و دیگر از آیات شریفه.

افزودن نظر جدید

چند نکته مهم درباره روایات

ghoranبرای فهمیدن معنای یک روایت باید حداقل روایات دیگر در همان باب نیز بررسی شود. مراجعه به یک حدیث بدون مراجعه به سایر ادله همانگونه که بعضی از علما فرموده اند نظیر تنها به قاضی رفتن است که اطمینان به صحت و درستی قضاوت در نهایت اشکال است. ضمنا در روایات محکم و متشابه وجود دارد همانگونه که در روایتی از حضرت ابو الحسن امام رضا علیه السلام در عیون اخبار الرضا به همین معنی اشاره شده و متشابهات باید به وسیله محکمات تفسیر شود. اینها غیر از ممیزات فنی است که برای بدست آوردن اعتبار روایت به کار گرفته می شود. مثل بررسی سند که محتاج به علم رجال است و... .

در احادیث بسیار از رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه اهل بیت وارد شده که مردم روایات بسیاری به ما نسبت می دهند. آن ها را به قرآن کریم عرضه کنید، پس اگر مخالف آن بود نپذیرید. البته باید توجه کرد که این مربوط به روایاتی است که ما یقین به صدور آنها از معصوم نداریم و الا در حجیت تفاوت با کلام خداوند ندارد تا نیاز به عرض بر قرآن داشته باشد. مثل روایت متواتر، یا روایتی که محفوف به قرائن قطعیه باشد.

دلایل اشتباه ازدواج

 

گاهی در رابطه با یک نفر احساس گناه می کنیم و به دلیل احساس گناه یا احساس ترحم با او ازدواج می کنیم. احساس گناه یا احساس ترحم به هر دلیلی که ایجاد شده باشد، یک دلیل نادرست برای ازدواج است.

برای ازدواج کردن دلایل بسیاری وجود دارد، اما برای ازدواج نکردن دلیل آوردن اغلب سخت و مشکل است. دلایلی هست که فرد به خاطر آنها ازدواج می کند، ولی همان دلایل می تواند ازدواج را با مشکلات و تضادهای قابل توجهی رویاروی کند.

دلایل نادرست ازدواج عبارتند از :

1 - شورش بر علیه والدین
تعارض با والدین، می تواند یکی از دلایلی باشد که فرد جوان را بسوی ازدواج سوق دهد. وقتی فردی در خانواده ای زندگی می کند که والدین او اهانت کننده و تحقیر کننده هستند، بنظر می رسد که ازدواج انتخاب موجهی باشد. آنهایی که در آتش تعارض های طولانی مدت والدین سوخته اند، آنهایی که قربانی پدر و مادری معتاد بوده اند و آنهایی که قربانی آزارهای جسمانی ، هیجانی و جنسی در خانواده بوده اند، دلایل موجهی دارند تا از خانواده به نحوی بگریزند و از آن دور شوند. اما آیا داشتن دلیل موجه برای ترک خانواده ضرورتا دلیل موجهی برای ازدواج است؟

در این گونه موارد بهتر است که افراد استقلال شخصی خود را بسط دهند و با خانواده خود روبرو شوند، به روابط خود و خانواده خود بیندیشند و برای مشکلات و مسایل راه حلی بیابند، تا اینکه درگیر ازدواج شوند و یا به فکر ازدواج باشند. با ازدواج می توان از یک شرایط فاجعه بار گریخت اما با چه بهایی؟ تحقیقات نشان می دهد که بسیاری از افراد که از آزار والدین به ازدواج پناه برنده اند، ازدواج آنها نیز آزار دهنده بوده است.

2 - جستجوی استقلال
جوانان به اینکه روی پای خود بایستند و کارهایشان را خودشان انجام دهند و یا مستقل باشند، کشش و علاقه زیادی دارند. اما استقلال امری است که فرد، فقط به تنهایی می تواند به آن برسد. با اتکای به همسر، فرد به استقلال نخواهد رسید. بسیاری هستند که ازدواج می کنند تا مستقل شوند، اما مستقل شدن سال ها وقت می برد و امری است وابسته به خود فرد تا هرچه بیشتر، روی پای خود بایستد.

3 - التیام یک ارتباط شکست خورده
این مورد، از موضوعاتی است که شناسایی آن در دیگران راحت تر از شناسایی آن در خودمان است. پاسخ رایج به هشدارهای دیگران معمولا این است که " نه! من می فهمم که شما چه می گویید، اما این مورد فرق دارد. " ما تمایل داریم که ارتباط جدید و آمیخته با عشق را تنها از منظر وجوه مثبت بنگریم و از اینکه ممکن است این ارتباط واکنش به یک ارتباط قبلی باشد می پرهیزیم و غفلت می کنیم.

فردی که در موقعیت التیام است، ممکن است برای حمایت هیجانی نیاز به یک ارتباط دیگر داشته باشد. ازدواج زمانی موفق تر خواهد بود که دو نفر ((بخواهند)) ازدواج کنند. تا اینکه ((نیاز)) به ازدواج داشته باشند. ارتباطی که براساس التیام یکی از دو نفر شکل گیرد، از همان آغاز در معرض خطر است،میگنا دات آی آر. چرا که عاطفه بین آن دو نه تنها به دلیل دوستی و عشق، نیست بلکه به خاطر شفا بخشی و التیام زخمها و جراحات ارتباط دیگری است که قبلا رخ داده است.

4 - فشار خانواده یا اجتماع
برخی از خانواده ها مطابق آداب، فرهنگ و عرف خود برای ازدواج به جوانان فشار می آورند. در یک جامعه شهری و تحصیل کرده، این فشار می تواند نامحسوس و ظریف باشد. اما در جامعه ای دیگر با صراحت و به طور مستقیم از جوان می خواهند که ازدواج کند. خانم ها بیشتر در معرض این استرس هستند.

بسیاری از وقتی که شهر خود را ترک می کنند و به دانشگاه می روند، پس از مدتی شاهد ازدواج هم کلاسی‌های دوره دبیرستان خود خواهند بود. که حتی بچه دار نیز شده اند و همین می تواند بر آنها فشار روانی و استرس وارد کند. در ازدواج نباید عجله کرد. معمولا شتاب در ازدواج به ارتباط شاد و سالمی منجر نمی شود. افرادی که با دلایل درست سعی در انتخاب همسر دارند نباید تسلیم این فشارها شوند.

5 - نیاز جنسی
ازدواج تنها به دلیل رفع نیاز جنسی احتمالا نمی تواند به ازدواج موفقی منجر شود. چرا که دیگر عوامل مرتبط با ازدواج، معمولا از چشم دور می ماند. در این گونه  ازدواج، زیبایی های ظاهری همسر بیشتر مد نظر قرار می گیرد و شتاب و عجله نیز عامل تاثیر گذار منفی دیگری است. در فرهنگ عامه، به اشتباه ، باور بر این است که عدم ارضای نیاز جنسی سبب برخی بیماری های روانی می شود. مثلا برای بهبود حال بیماران روانی، برخی توصیه به ازدواج می کنند که نه تنها حال بیمار را بهبود نخواهد بخشید، بلکه استرس و فشار روانی بیشتری را ایجاد خواهد کرد.

6 - احساس کمبود و تهی بودن
گاهی افرادی که هدفی را در زندگی دنبال نمی کنند، نمی دانند که از زندگی چه می خواهند، احساس ناکامی می کنند و از زندگی خود راضی نیستند، برای حل این مشکلات به ازدواج روی می آورند، که قطعا دلیل نادرستی برای ازدواج است.

7 - احساس گناه
گاهی در رابطه با یک نفر احساس گناه می کنیم و به دلیل احساس گناه یا احساس ترحم با او ازدواج می کنیم. احساس گناه یا احساس ترحم به هر دلیلی که ایجاد شده باشد، یک دلیل نادرست برای ازدواج است.

 

Top of Form

ضعیفعالی 

Bottom of Form

افطاری ویژه و بیاد ماندنی در منزل آیت‌الله خامنه‌ای

براي قضيه‌ استهلال ما در دفتر مانده بوديم. شب با يكي از دوستان دفتر به نماز حضرت آقا رفتيم. بعد از نماز آقا فرمودند چطور شما اين موقع - موقع افطار - در دفتر هستيد؟ گفتيم براي استهلال مانده‌ايم. فرمودند خيلي خوب، افطار را برويم منزل ما. ما هم دلمان مي‌خواست كه براي افطار منزل آقا برويم، ولي تعارف هم مي‌كرديم. گفتيم نه آقا در دفتر غذا تهيه كرده‌اند. فرمودند نه، بياييد برويم. ما هم رفتيم. ‌اين آقاي حاج ناصر كه پذيرايي مي‌كند، مقداري نان و پنير و سبزي و حلوا آورد. ما مقداري نان و پنير، يك مقدار هم حلوا خورديم. ولي منتظر بوديم كه غذا را بياورند. بالاخره افطار است و با غذايي بايد ادامه پيدا كند. چون ما كنار آقا نشسته بوديم. ايشان چشمشان توي چشم ما نمي‌افتاد، مقداري آزادتر بوديم. اين آقاي حاج ناصر كه مي‌آمد، من يك جوري علامت دادم كه چيزي ادامه دارد يا نه، كه اگر ادامه ندارد، ما همين را بخوريم و گرسنه نباشيم. اگر ادامه دارد، خوب خودمان را به اينها سير نكنيم. علامتي دادم. ايشان گفت نه، ادامه ندارد. ما همان نان و حلوا و همان نان و پنير را خورديم. ولي اگر دفتر مي‌آمديم، قطعاً غذايي كه در دفتر درست كرده بودند‌ براي همين پرسنلي كه شيفت كاري داشتند‌ چرب‌تر از غذاي حضرت آقا بود...

 

 

بعد كه افطار كرديم و حضرت آقا تشريف بردند داخل، ما به آقاي حاج ناصر عرض كرديم كه اين چه افطاري بود؟ اگر ما دفتر بوديم يك غذاي حسابي به ما مي‌دادند. ايشان گفت كه خانواده‌ حضرت آقا مشهد مشرف شده‌اند و قبل از رفتن يك قابلمه‌ بزرگ از اين حلواها درست كرده‌اند. به اندازه‌ اين سه‌ چهار شب، افطارمان هر شب حلوا است و با حضرت آقا نان و پنير و حلوا مي‌خوريم. گفتم سحر چه كار مي‌كنيد؟ ايشان گفت براي سحر هم آبگوشت درست مي‌كنيم و به اندازه يك پياله‌ براي حضرت آقا آبگوشت مي‌دهيم و بقيه‌اش را هم خودمان مي‌خوريم.

اين برنامه‌ غذايي آقا بود. از اين نمونه‌ها تقريباً فراوان است كه واقعاً زندگي آقا، يك زندگي كاملاً زاهدانه است. يعني من مي‌توانم به جرات عرض بكنم كه زندگي ايشان از نظر كيفيت، هيچ فرقي با قبل از انقلاب نكرده است.

البته تعداد اولاد بيشتر شده‌اند‌، عروس، داماد و نوه و يك مقدار فضاي بيشتري لازم است‌ اما كيفيت زندگي هيچ فرقي نكرده است، همان زندگي، همان خانه، همان امكاناتي كه ايشان در دوره‌ قبل از انقلاب در مشهد داشتند، ما شاهديم الان همان وضعيت هست.