شکر
منّت خدای را عزَّ و جلّ ، که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت .
هر نفسی که فرو می رود ممِدّ حیات است و چون بر می آید مفرِّح ذات ، پس در هر نفس دو نعمت
موجود است و بر هر نعمت شکری واجب
از دست و زبان که بر آید کز عهده ی شکرش بدرآید
.
فراموشی
خدایا ! از این که چند دقیقه فراموشت کردم مرا ببخش !
از این که در حضورت ، حضورت را نادیده گرفتم مرا ببخش!
یکی از ستایش هایی که خداوند در قرآن از انبیاء (ع) دارد، داشتن روحیۀ شکر گزاری است. مثلاً در بارۀ حضرت نوح (ع) با آن همه صبر و استقامتی که در برابر بی وفائی همسر، فرزند و مردم متحمل شد، خداوند از شکر او یاد کرده و او را عبد شکور می نامد. "کان عبداً شکوراً" (اسراء، آیه 3)
البته توفیق شکر خداوند را باید از خدا خواست، زیرا همه چیز از ناحیۀ اوست و "توفیق" نیز "من الله" است. همانگونه که حضرت سلیمان (ع) از او چنین درخواست می کند: "رب اوزعنی أن أشکر نعمتک التی أنعمت علیّ" (نمل، آیه 19)؛ یعنی خدایا به من الهام و عشق و علاقه نسبت به شکر نعمت هایت، مرحمت فرما.
ما غالباً تنها به نعمت هائی که هر روز با آنها سر و کار داریم توجه می کنیم و از بسیاری نعمت های آشکار و مخفیۀ دیگر، غافل هستیم، از جمله:
- آنچه از طریق نیاکان و وراثت به ما رسیده است.
- هزاران بلا و گرفتاری که به لطف الهی هر آن و لحظه از ما دور می شود.
- نعمت های معنوی، مانند ایمان به خدا و اولیای او، یا تنفر از کفر و فسق و گناه، که خداوند در قرآن از آن چنین یاد کرده است: "حبب الیکم الایمان و زینه فی قلوبکم و کره الیکم الکفر و الفسوق و العصیان" (حجرات، آیه 7).
در حدیث می خوانیم: "هر گاه نعمتی از نعمت های الهی را یاد کردید (به شما روی آورد)، به شکرانۀ آن صورت بر زمین گذارده و سجده کنید، حتی اگر سوار بر اسب (مرکب) هستید، پیاده شده و این کار را انجام دهید و اگر ممکن نیست و نمی توانید، صورت خود را بر بلندی زین اسب (مرکب) قرار دهید و اگر این کار را هم نمی توانید، صورت را بر کف دست قرار داده و خدا را شکر کنید." (کافی، باب شکر، حدیث 25).
شکر الهی گاهی با زبان و گفتار است و گاهی با عمل و رفتار ...
یکی از مصادیق شکر عملی، نماز است، نماز، بهترین نمونۀ شکر خداوند است. خداوند به پیامبرش فرمود: به شکرانۀ انکه ما به تو "کوثر" و خیر کثیر عطا کردیم، نماز برپا کن. "انا اعطیناک الکوثر؛ فصل لربک وانحر" (کوثر، آیات 1 - 2)
شکر در قرآن و منابع اسلامی
شکرگزاری بدرگاه الهی از مهمترین خصوصیات انسان است. گرچه نعمتها و فضل پروردگار بسیار زیاد می باشد و قابل احصاء نیست امّا همین معرفت و شناخت که بشر بداند از شکر الهی عاجز است مقدمه ای بر رویش این فرهنگ در وجود او خواهد بود. به قول شاعر:
فضل خدای را که تواند شمار کرد یا کیست آنکه شکر یکی در هزار کرد بنده همان به که زتقصیر خویش عذر به درگاه خدای آورد ورنه سزاوار خداوندیش کس نتواند که بهجای آورد ثناگویی در برابر نعمت و بخشش راشکر گویند. چنانچه قرآن درباره حضرت ابراهیم می فرماید: «شاکراً لانعمه و هداه الی صراط مستقیم(1)؛چون حضرت ابراهیم نسبت به نعمت های الهی شکرگزار بود و در این راه ایستادگی کرد و از مشرکان اعراض نمود، خداوند وی رابه عنوان رسول خویش برگزید و بهراه راست هدایت کرد.»
هم چنین وقتی که حضرت ابراهیم هاجر و اسماعیل را در سرزمین بی آب و علف مکه قرار داد با خداوند راز و نیاز کرد که ای پروردگار ما: برخی از فرزندانم رابه وادی بی آب و علف نزدیک خانه گرامی تو جای دادم تا نماز بگذارند پس ای خداوند متعال دلهای مردمان را چنان کن که بسوی آنها میل کنند و از هر ثمره ای روزیشان ده باشند که سپاس گذارند.(2) در این آیه که ترجمه آن گذشت حضرت ابراهیم در دعای خویش بر شکر و سپاسگزاری بر نعمتهای الهی تأکید می ورزد. همانگونه که یادآوری نعمت و اظهار آن راشکر گویند. فراموش نمودن نعمت و غفلت از آن و تفکر نکردن درخصوص منعم، خود کتمان حقیقتی است که معادل کفر محسوب می شود.
شکر مراتب و درجاتی دارد، تشکربه قلب و اعماق روح و روان و تذکر به آنچه اعطاء شده است، جاری ساختن بر زبان و ثناگویی منعم، بروز شکر بر جوارح و اعضاء به نحوی که انسان در حد توان بتواند از قوای خود در جهت مصالح و اموری که رضایت الهی در آن نهفته است اقدام نماید.
در منابع اسلامی شکررا اینگونه معرفی کرده اند: ثناگویی و سپاسگزاری بر زبان آوردن الفاظ نیست که بر سبیل تکرار و به منظور ساقط شدن بار تکلیف ادا گردد. بلکه شکر گویی مرحله ای بالاتر و رتبه ای ژرف تر دارد. انسان شاکر در فیض هستی و سرچشمه رحمت و نعمت الهی تفکر می کند و از رهگذر این اندیشه به باوری می رسد که رشته هستی او رابه طور عملی و عینی به بارگاه پروردگار ربط می دهد چنین تفکر و باوری موجب می شود که انسان حتی لحظه ای از عمر خود را تباه نسازد و اوقات گرانبهای خویش رابه عبث نگزارند و از تلاش در جهت تزکیه و سبقت در تحصیل خیرات و کمالات دست بر ندارد و برای نیل به مکارم و فضایل اهتمام ورزد. روایت شده که خداوند به حضرت موسی وحی فرستاد که ای موسی حق شکر مرابهجای آر، عرض کرد پروردگاراچگونهشکر کنم تو را که حق
شکر تو باشد در حالی که هیچ شکری نیست که به آن تراشکر کنم، مگر آنکه همان شکر هم نعمتی است که تو به من ارزانی داشتی، فرمود: ای موسی اکنون حق شکر مرا ادا کردی که دانستی آن هم از من است.(3)
علامه طباطبائی در توضیح آیه...سیجزی اللّه الشاکرین می فرماید: و حقیقت شکر اظهار نعمت است. چنانکه حقیقت کفری که مقابل آن است اخفاء نعمت می باشد و اظهار نعمت عبارت از استعمال آن در محلی است پس شکرخدابه این است که انسان نعمت را در محل خودش بکار برده و در موقع استفاده از آن نیز متذکر خدا بوده باشد.(4)
قرآن کریم تشکر از خدارا قرین با ذکر پروردگار می داند و می فرماید: «فاذکرونی اذکرکم و اشکرولی ولاتکفرون»(5) در اینجا یاد کردن و شکر الهی تنها یک ذکر زبانی صرف نیست بلکه منظور از یاد، پاک ساختن روح و جان از رذایل و آماده شدن آن برای پذیرش رحمت پروردگار است و منظور از شکر استفاده کردن هر نعمتی بهجای خود و در راه همان است که برای آن آفریده شده. معنای دیگر شکر که از آیه: «اعملوا آل داود شکراً»(6) مستفاد می شود این است که شکر بیشتر عمل انسان را در بر می گیرد گرچه یکی از اقسام شکر عمل به جوارح است. امّا باید تلاش گردد با بهره گیری صحیح از نعمت های داده شده شکر آن را در عمل بجا آوریم که اقل مراتب شکر است. به عبارتی دیگر می توان بیان داشت که شکر آن است که انسان همیشه و در همه حال بدون فراموشی به یاد خدا باشد و بدون انجام گناه به دستورات الهی گردن نهد.
شکر از دیدگاه معصومین(ع)
وظیفه شکرگزاری نعمتی است که بزرگان دین در کسبش کوشیده اند و خویش را بدان آراسته اند. از امام صادق(ع) روایت شده که رسول خدا(ص) در شبی که نزد عایشه بود در پیشگاه الهی سر تواضع فرود آورده و به عبادت و دعا مشغول شد، عایشه که این حالت را از پیامبر خدا دید به او گفت: یا رسول اللّه چرا خود را به زحمت می اندازی با اینکه خداوند تو را آمرزیده است نسبت به گذشته و آنچه آینده خواهی داشت. آن حضرت فرمود: ای عایشه نباید بنده شاکری باشم؟(7)
توفیقی که انسان به گاه شکر و عبادت به درگاه حق بدست می آورد نعمتی است ارزنده که خداوند او را بدان مفتخر نموده و لازم است به پاس این شکرگزاری به شکری دیگر پردازد چنانچه امام سجاد(ع) در مناجات شاکرین می فرماید: چگونه می توانم حق شکر تو را به جای آورم در حالی که همین شکر من نیاز به شکر جدیدی دارد و هر زمانی که می گویم الحمدللّه. بر من فرض است که بخاطر همین توفیق شکرگزاری بگویم: الحمدللّه.
حضرت علی(ع) در موارد متعددی به اهمیت شکر و فضیلت آن اشاره کرد و می فرماید: حمد و سپاس سزای خداوندی است که حمد را به نعمتها و نعمتها را به شکر پیوند زده و به ازاء نعمتها حمد را واجب کرده و شکر را سبب فراوانی آنها قرار داده، بر نعمت هایش او را حمد می کنیم چنانکه بر بلایش سپاسگزاریم.(8)
نعمتهای الهی افزون بر شکر و حمد انسانهاست و یادآوری این مطلب که بشر از سپاسگزاری الطاف بی حد الهی عاجز است نزول نعمت از جانب پروردگار را بیشتر نموده و زمینه این امر را تحقق می بخشد. با این حال اگر انسان از دید خویش پنداشت کمتر از نعمتها بهره مند شده و به بلایا و سختی ها گرفتار آمده وظیفه دارد به سپاسگزاری آفریدگار جهان بپردازد. و این نکته ای است که حضرت علی(ع) بدان اشاره فرموده است: ای مردم زهد، دل نبستن بهشکرگزاری نعمتهای ـ خداوندی ـ و دوری از حرامهاست. پس اگر به این سه چیز دست نیافتید حرام بر شکیبایی و صبر شما غالب نشود و شکرگزاری از نعمتها را فراموش نکنید.(9) دنیا، کم کردن آرزوها و شکر به هنگام برخورداری از نعمت ها و یادآوری عظمت و ارزش آنها اعم از مادی و معنوی موجبات تقرب به درگاه الهی و قرار گرفتن در بستر پرستش حق است که نهایت هدف جهان خلقت می باشد.
انجام اعمال صالح و بروز رفتار صحیح و پسندیده از جلوه های شکرگزاری و بیانگر تواضع، معرفت و شناخت بندگان با ایمان است و مسلماً باید خداوند را به عمل شکر گفت، امّا بزرگان و پیشوایان دین حمد و سپاس از طریق زبان را نیز نوعی شکرگزاری دانسته اند. صفوان جمال می گوید:
امام صادق(ع) به من فرمودند: خدا هر نعمتی که به بنده ای دهد کوچک یا بزرگ و او بگوید الحمدللّه شکرش رابجا آورده و باز فرمود: خدا هر نعمتی به بنده اش دهد که آن را از دل بفهمد شکرش را ادا کرده است.(10)
از آموزه های دینی درمی یابیم که ایمان دو قسم است یکی صبر و دیگری شکر، چنانچه در احوالات پیامبر اسلام(ص) آورده اند که هرگاه امری پیش می آمد که آن حضرت را شاد می کرد. می فرمود: حمد خدا را بر این نعمت و چون امر غم آوری برایش رخ می داد، می فرمود: حمد خدا را به هر حال.
تشکر از واسطه های نعمت
از نشانه های ایمان در وهله اول سپاسگزاری و شکر نسبت بهخداوند است که مظهر لطف و بخشش بوده و با نعمتهای فراوان مخلوقاتش رابه بندگی و اطاعت از خویش فرمان داده است. در مرتبه دوم تشکر از کسانی که راه رسیدن به نعمات الهی را هموار نموده و واسطه این فیض شده اند وظیفه ای است که مورد سفارش خدا و اولیاء دین می باشد. در روایت است که: «من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق» هر کس در مقابل احسان و نیکی بندگان خداوند شکرگزاری نکند خداراشکر نگفته است. بنابراین اگر در جامعه روحیه تشکر و قدردانی از انسانهای خیّر، مبتکر و خلّاق از بین برود، گرایش به فعالیت های مثبت و سازنده کمرنگ شده و دلسردی و خمودگی جای آن را خواهد گرفت.
از آنجایی که تشکر و تشویق به انگیزش افراد در ارائه خدمات بهتر و مطلوبتر کمک می کند و روح و روان آنها را شاد و بانشاط می گرداند، این امر همیشه مورد تأکید اسلام و پیشوایان دینی بوده است.
در روایت است که خداوند به یکی از بندگانش در روز قیامت فرمان می دهد به آتش، آن بنده گوید پروردگارا مرا امر می کنی که به آتش بروم در حالی که من قرآن تلاوت نمودم، خطاب می رسد، آری قرآن خواندی ولی نعمت مرا که به تو داده بودم شکر نکردی. بنده می گوید: خدایا هر نعمتی که دادی من شکر آن را بجا آوردم. آنگاه نعمتها را بر می شمارد و بیان می کند که شکر آنها را انجام دادم. خطاب می رسد. بنده من راست می گویی ولیکن تو شکر کسی که نعمت مرابه تو رسانید انجام ندادی و من تعهد کردم برخودم که نپذیرم شکر بندگان خودم را در مقابل نعمت هایی که به او دادم مگر آنکه شکر کند بنده ای را که به او نعمت مرا رسانیده است.(11)
علامه جعفری می گوید: شکر و سپاس، یکی از عالی ترین عوامل سازنده روح انسانی است. آغاز چنین معرفت و عمل، آغاز تکامل انسانی و برقراری یک ارتباط معقول میان او و جهان هستی و همنوعان خویش می باشد. در راه وصول به چنین مقام والا، نخستین معرفتی که نصیب انسان می گردد، این است که اولاً می فهمد که به هیچ وجه از خلاق هستی و فیض بخش کائنات، طلبکار نیست که در نتیجه آن چه را که در این زندگانی به دست می آورد، یک ضرورتی باشد که خداوند مجبور است آن رابه مخلوقات خود بدهد؟ تنها چنین معرفت است که فیض بودن هستی را برای انسان قابل درک می سازد. یک نتیجه بسیار با اهمیت که از این درک حاصل می شود طراوت و انبساط و سرور درونی است که با غوطه ورشدن در مصائب و ناگواری های حیات طبیعی هرگز مختل نمی گردد... هر نعمتی شایسته شکری است که برای برآمدن از عهده حق آن نعمت بایستی آن رابهجای آورد و خود این توجه و آگاهی تدریجاً می تواند اراده شکرگزاری را تحریک نموده و این کمال را نصیب انسان سازد
شنبه ، 20 اسفند ، 1390
کیفیت سجده شکر
در این جا بعضى از روایاتى که در اهمّیّت سجده شکر وارد شده است از نظر خوانندگان عزیز مى گذرد:
1ـ به سند معتبر از امام باقر(علیه السلام) روایت شده است که آن حضرت فرمود: «پدرم، على بن الحسین(علیه السلام) هیچ گاه نعمتى را از خدا یاد نکرد، مگر آن که به شکرانه آن سجده کرد، و هیچ آیه اى را نخواند .
پس از انجام تعقیبات، سجده شکر به جا آور، که به اتّفاق تمام علمای شیعه، سجده شکر به هنگام یافتن نعمتی یا دفع بلایی سنّت است، و بهترین آن، سجده ای است که پس از نماز برای شکر توفیق ادای نماز به جا آورده میشود!
در این جا بعضی از روایاتی که در اهمّیّت سجده شکر وارد شده است از نظر خوانندگان عزیز میگذرد:
1ـ به سند معتبر از امام باقر(علیهالسلام) روایت شده است که آن حضرت فرمود: «پدرم، علی بن الحسین(علیهالسلام) هیچ گاه نعمتی را از خدا یاد نکرد، مگر آن که به شکرانه آن سجده کرد، و هیچ آیه ای را نخواند که در آن سجده باشد، مگر آن که سجده کرد; و خداوند هیچ بلایی را که از آن میترسید، از او دفع نکرد، مگر آن که به خاطر آن سجده کرد; و از هر نماز واجب که فارغ میشد، پس از آن سجده میکرد، هر وقت توفیق مییافت که میان دو نفر اصلاح کند، برای شکر آن، سجده میکرد»، و در تمامی مواضع سجده آن حضرت، اثر سجود بود و به این سبب آن حضرت را «سجّاد» مینامیدند.(علل الشرایع، ج 1، ص 232، حدیث 1 و بحارالانوار، ج 83، ص 201، حدیث 11.)
2ـ به سند صحیح از امام صادق(علیهالسلام) نقل شده است که فرمود: «هر مؤمنی که برای شکر نعمتی در غیر نماز برای خدا سجده شکر به جای آورد، خداوند، برای او ده حسنه بنویسد و ده گناه را از او محو و پاک گرداند و در بهشت ده درجه وی را بالا میبرد».(ثواب الاعمال، ص 35 و بحارالانوار، ج 83، ص 201، حدیث 12)
3ـ به سند موثّق از امام رضا(علیهالسلام) روایت شده است که: «سجده بعد از نماز واجب، در واقع شکرِ خداوند است، از این که این توفیق را به بنده داد، تا فریضهاش را به جای آورد، و کمترین چیزی که در این سجده گفته میشود، سه مرتبه «شُکْراً لِلّهِ» است...».( عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 281، حدیث 27 و بحارالانوار، ج 83، ص 198، حدیث 5)
کیفیّت سجده شکر
در انجام این سجده شرط خاصّى وجود ندارد و به هر صورت که آورده شود، صحیح است. ولى بهتر است مانند سجده نماز، بر هفت عضو سجده کند و پیشانى را بر چیزى گذارد که در نماز بر آن مى گذارد.
و افضل آن است که بر خلاف سجده نماز، آرنج را نیز بر زمین بگذارد،(کافی، ج 3، ص 324، حدیث 14) و سنّت است که نخست پیشانی را بر زمین گذارد، سپس طرف راست صورت را و آنگاه طرف چپ صورت را و در نهایت نیز پیشانی را بر زمین بگذارد،(همان مدرک، ص 325، حدیث 17) و به خاطر این که دو بار پیشانی را بر زمین میگذارد، به آن دو سجده شکر میگویند. سجده شکر میتواند بدون هر ذکر و دعایی نیز باشد ولی سنّت است که ذکری بگوید و بهتر است از ذکرهایی باشد که خواهد آمد.مطابق روایات، بعضی از معصومین(علیهم السلام)، این سجده را بسیار طولانی میکردند. امام کاظم(علیهالسلام) (در زندان هارون) بعد از طلوع صبح، سجده میکرد، تا وقت زوال.( عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 95، حدیث 14)
همچنین از «فضل بن شاذان» نقل شده است که گفت: حسن بن علی بن فضال برای عبادت به صحرا میرفت، و سجده را چنان طول میداد که پرندگان بر پشت او مینشستند به گمان این که جامه ای است افتاده، و همچنین برخی از حیوانات بیابانی برگرد او چرا میکردند و از او وحشت نمیکردند.( رجال کشی، ص 515 و بحارالانوار، ج 83، ص 207، حدیث 21)
برخی از ذکرهای سجده شکر
1ـ از امام رضا(علیهالسلام) نقل شده است که: میتوانی صد بار در سجده شکر بگویی: «شکراً» و میتوانی صد بار بگویی «عفواً».(فقیه، ج 1، ص 332، حدیث 970 (همین حدیث در کافی، ج 3، ص 326، حدیث 18، از امام کاظم(علیهالسلام) نیز نقل شده است)
همچنین از امام صادق(علیهالسلام) نقل شده است که کمترین چیزی که در سجده شکر کفایت میکند آن است که سه بار بگویی:«شُکراً للّه» .( همان مدرک، ص 333، حدیث 978)
2ـ در روایات معتبر بسیاری نقل شده است که امام کاظم(علیهالسلام) در سجده شکر بسیار میگفتند:
اللهم انی اَسْأَلُکَ الرّاحَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ، وَ الْعَفْوَ عِنْدَ الْحِساب.(کافی، ج 3، ص 323، حدیث 10 و بحارالانوار، ج 83، ص 217، حدیث 31) بارالها همانا از تو خواهم آسودگی را هنگام مرگ و گذشت هنگام حساب.
3ـ مرحوم «ابنبابویه» به سند معتبر، از امام صادق(علیهالسلام) روایت کرده است که هرگاه بنده ای در سجده سه بار بگوید:
یا اَللّهُ، یا رَبّاهُ، یا سَیِّداهُ؛ خدایا، پروردگارا، سرورا
خداوند به وی پاسخ دهد: لبّیک ای بندهام، حاجت خویش را بخواه.(امالی صدوق، ص 411، حدیث 6 و بحارالانوار، ج 83، ص 227، حدیث 47)
4ـ مرحوم «شیخ طوسی» در «مصباح المتهجّد» در بخش سجده شکر فرموده است:مستحب است در سجده برای برادران مؤمن خویش دعا کند و بگوید:
اَللّهُمَّ رَبَّ الْفَجْرِ وَاللَّیالِی الْعَشْرِ، وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ، وَاللَّیْلِ اِذا یَسْرِ، وَرَبَّ
خدایا ای پروردگار سپیده دم و شبهای دهگانه و شفع و وتر (و پروردگار) شب هنگامی که بگذرد و پروردگار
کُلِّ شَیْء، وَاِلهَ کُلِّ شَیْء، وَ خالِقَ کُلِّ شَیْء، وَمَلیکَ کُلِّ شَیْء، صَلِّ
همه چیز معبود همه چیز و آفریننده همه چیز و مالک هر چیز درود فرست
عَلی مُحَمَّد وَآلِهِ، وَافْعَلْ بی وَبِفُلان وَفُلان ما اَنْتَ اَهْلُهُ، وَلا تَفْعَلْ بِنا ما
بر محمّد و آل او و انجام ده درباره من و فلانی و فلانی آنچه را تو شایسته آنی و انجام مده درباره ما آنچه
نَحْنُ اَهْلُهُ، فَاِنَّکَ اَهْلُ التَّقْوی وَ اَهْلُ الْمَغْفِرَةِ.( مصباح المتهجد، ص 241)
را ما سزاوار آنیم زیرا که تو اهل تقوا و اهل آمرزشی.
به جای «به فلان وَ فُلان» نام افراد مورد نظر را بگوید.
و چون سر از سجده برداشت دست خود را بر موضع سجود خود بکشد و آنگاه به طرف چپ صورت و سپس به پیشانی خویش بکشد و بعد از آن به جانب راست صورت خود دست بکشد و این کار را سه مرتبه انجام دهد، و در هر مرتبه بگوید:
اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، عالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهادَةِ، اَلرَّحْمنُ الرَّحیمُ،
خدایا از آن توست ستایش معبودی نیست جز تو دانای غیب و شهود بخشاینده مهربان
اَللّهُمَّ اَذْهِبْ عَنِّی الْهَمَّ وَ الْغَمَّ وَالْحَزَنَ وَالْفِتَنَ، ما ظَهَرَ مِنْها وَما بَطَنَ.( همان مدرک، ص 243)
خدایا دور کن از من اندوه و غم و دگرگونیها و آشوبها را آنچه آشکار است و آنچه پنهان.
آیا کسی که در دل شب به طاعت و سجده و به نام خدا
توجه : کلیه ی این مطالب از کتاب اصول کافی جلد 4 برداشته شده است.
شُکر
- رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند : خورنده ی شکرگزار، اجر روزه دار خداجو دارد؛ و تندرست شکر گزار، اجر گرفتار دردمند صابر دارد و عطابخش شکرگزار ، اجر محروم قناعتکار دارد.
منبع : ص 287
- عبیدالله بن ولید ، گوید : شنیدم از امام صادق (علیه السّلام) که می فرمودند : سه چیز است که با وجود آنها چیزی زیان نزند : دعا در موقع گرفتاری ، و آمرزش جویی هنگام گناه ، و شکرگزاری هنگام نعمت .
منبع :ص 291
- امام صادق (علیه السّلام) فرمودند : هر نعمتی خدا به بنده ای دهد و از دل آن را و با زبان خود آشکارا خدا را سپاس گوید تا سخنش تمام شود ، خدا فرمان فزایش برای او صادر کند.
منبع : ص 291
- امام صادق (علیه السّلام) فرمودند : شکر نعمت ، کناره گیری از حرام ها است و نهایت شکر، گفتن الحمدالله رب العالمین است.
منبع : ص 291
- امام صادق (علیه السّلام) فرمودند : شکر هر نعمتی گرچه بزرگ باشد ، این است که خدا عزوجل را بر آن سپاس گویی.
منبع : ص 291
- معمر بن خلاد گوید : شنیدم ابوالحسن (علیه السّلام) می فرمود : هر که خدا را بر نعمتی حمد کند او را شکر کرده و حمد از آن نعمت برتر است.
منبع : ص 293
- صفوان جمال ، گوید امام صادق (علیه السّلام) به من فرمودند : خدا هر نعمتی به بنده ای دهد ، خرد یا بزرگ و آن بنده بگوید : الحمدالله، شکرش را ادا کرده .
منبع : ص 293
- امام صادق (علیه السّلام) فرمودند : خدا هر نعمتی به بنده ای دهد و آن را از دل بفهمد ، شکرش را ادا کرده .
منبع : ص 293
- عمر بن یزید ، گوید : به امام صادق (علیه السّلام) گفتم : به راستی من از خدا عزوجل خواستم که به من مالی روزی کند، و روزی کرد، و از خدا خواستم فرزند به من روزی کند ، روزی کرد، و از او خواستم خانه ای به من دهد ، و خانه ای به من داد ، و ترسیدم که مبادا مرا نعمت گیر کند. در پاسخ فرمودند : اما به خدا که با حمد کردن ، این وضع در میان نیست.
منبع : ص 295
- امام صادق (علیه السّلام) فرمودند : رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) را شیوه این بود که چون امری برایش پیش می آمد که شادش می کرد، می فرمودند : حمد خدا را بر این نعمت ، و چون امر غم آوری برایش رخ می داد می فرمودند : حمد خدا را به هر حال.
منبع : ص 297
- امام باقر (علیه السّلام) فرمودند : چون نگاه تو به گرفتاری افتاد ، چنانچه به او نشنوانی سه بار بگو: حمد خدا را که مرا عافیت داد از آنچه تو را بدان گرفتار کرد و اگر می خواست می کرد ، هر که چنین گوید : خدا او را هرگز گرفتار نکند بدان بلا.
منبع : ص 297
- امام صادق (علیه السّلام) فرمودند : چون مردی را گرفتار دیدی و خدا به تو نعمت عافیت داده بگو : ((بار خدایا ، نه من مسخره کنم و نه بر خود ببالم ولی تو را سپاس گزارم بر بزرگترین نعمتها که به من داده ای )) یعنی نعمت عافیت و تندرستی.
منبع : ص 297
- امام صادق (علیه السّلام) فرمودند : رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در سفری بر پشت شتر ره می سپردند ، به ناگاه پیاده شدند و پنج بار سجده کردند و چون سوار شدند گفتند : یا رسول الله ، دیدیم کاری کردی که نمیکردی ؟ فرمودند : آری جبرئیل پیش من آمد و از طرف خدا عزوجل مژده ها به من داد و من برای خدا سجده ی شکر کردم برای هر مژده یک سجده.
منبع : ص 299
- امام صادق (علیه السّلام) فرمودند : هرگاه یکی از شماها نعمت خدا عزوجل را یاد آورد ، باید گونه بر خاک نهد به شکرانه ی خدا و اگر سوار باشد ، پیاده شود و گونه بر خاک نهد و اگر از بیم شهرت نتواند که پیاده شود، گونه ی خود را بر غاشیه ی زین نهد و اگر نتواند ، بر کف خود نهد، سپس خدا را بدانچه بر او نعمت بخشیده است سپاس گوید.
منبع : ص 299
- امام صادق (علیه السّلام) فرمودند : در آنچه خدا عزوجل به موسی (علیه السّلام) وحی کرد ، فرمود : ای موسی حق شکر مرا به جای آور، عرض کرد : پروردگارا ، چگونه حق شکرت را به جا آورم و شکری نگزارم جز آنکه همان شکر هم نعمتی است که تو به من ارزانی داشتی؟ فرمودند : ای موسی ، اکنون حق شکر مرا ادا کردی که دانستی آن هم از من است.
منبع : ص 301
- علی بن الحسین (علیه السّلام) می فرمودند : به راستی خدا دوست دارد هر بنده ی غمنده را و دوست دارد هر بنده ی پر شکرگزار را، خدا تبارک و تعالی به یکی از بنده هایش در روز رستاخیز می فرماید : آیا تو فلانی را شکر کردی ؟ در پاسخ می گوید : بلکه من تو را شکر کردم پروردگارا، پس خدا می فرماید : مرا شکر نکردی ، چون او را شکر نکردی ، سپس فرمود : قدردان ترین شما نسبت به مردم شکر گزارترین شما است نسبت به خدا.
منبع : ص303
قیام بسر می برد و از آخرت، هراسناک، و به رحمت حق امیدوار باشد، با کسی که در کفر و گناه است یکسان است؟ (سوره زمر، آیه 9) امام رضا علیه السلام : مَن لَم یَشکُرِ المُنعِمَ مِنَ المَخلوقینَ لَم یَشکُرِ اللّهَ عَزَّ و جلَّ؛
امام رضا علیه السلام فرمود :
هرکه در قبال خوبى مردم تشکر نکند، از خداوند عزّ و جلّ هم تشکّر نکرده است.
عیون أخبار الرِّضا(ع): ج2، ص24، ح2
ضربالمثلهای ایرانی در آیات رحمانی
1.شکر نعمت، نعمتت افزون کند
کفر، نعمت از کفت بیرون کند
لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ(ابراهیم /7)
اگر شکر کنید ، نعمتها را بر شما افزون می کنم و اگر کفران نعمت کنید عذاب من شدید است .
2.با سیه دل چه سود گفتن وعظ
نرود میخ آهنین در سنگ
أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ (بقره/6)
آنها را انذار دهی یا ندهی (فائده ندارد و ) آنها ایمان نمی آورند
3.کبوتر با کبوتر باز با باز
کند همجنس با همجنس پرواز
الْخَبِیثَاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَالْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثَاتِ وَالطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَالطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ(نور/26)
زنهای ناپاک و زشتکار ، شایسته ی مردان ناپاکند و همچنین مردان ناپاک ، شایسته ی زنان ناپاکند . زنهای پاکدامن نیز، شایسته ی مردان پاکدامن ، و مردان پاکدامن ، شایسته ی زنان پاکدامنند .
4.با سیه دل چه سود گفتن وعظ
نرود میخ آهنین در سنگ
أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ (بقره/6)
آنها را انذار دهی یا ندهی (فائده ندارد و ) آنها ایمان نمی آورند
5.هر چه کنی به خود کنی
گر همه خوب و بد کنی
إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا (اسراء/7)
اگر احسان و خوبی کنید ، به خودتان خوبی کرده اید و اگر بدی کنید ، به خود بدی کرده اید .
6.چو ایزد ببندد ز حکمت دری
به رحمت گشاید در دیگری
مَا نَنسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا (بقره /106)
هر آیه ای را که منسوخ کنیم یا آن را متروک سازیم ، بهتر از آن یا مثل آن را می آوریم
7. مور همان به که نباشد پرش
و یا این مثل :خدا خر را شناخت و شاخش نداد
و همچنین :
آن دو شاخ گاو اگر خر داشتی
یک شکم در آدمی نگذاشتی
وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ (شوری /27)
اگر خداوند دزقش را برای بندگانش زیاد کنند ، در زمین طغیان می کنند .
8.جواب ابلهان خاموشی است
إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَاماً (فرقان /63)
هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب می سازند ، سلام می دهند .
و ما ظلمونا و لکن کانوا انفسهم یظلمون 57 - البقره ( 2 )
1.هر چه کنی بخود کنی
گر همه خوب و بد کنی
من آن چه شرط بلاغ است با تو می گویم
تو خواه از سخنم پند گیر خواه ملال
َقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّکُمْ فَمَن شَاء فَلْیُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْیَکْفُرْ ...(سوره کهف آیه 29)
و بگو حق از پروردگارتان [رسیده] است پس هر که بخواهد بگرود و هر که بخواهد انکار کند.
11.بنده آنی که در بند آنی
أَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَکُونُ عَلَیْهِ وَکِیلًا ?43?
آیا آن کس که هواى [نفس] خود را معبود خویش گرفته است دیدى آیا [مىتوانى] ضامن او باشى (43)
12.تو مو می بینی و من پیچش مو
آنچه فلانی در خشت خام می بیند دیگران در آفتاب هم نمی بینند
"انی اری مالاترون" سوره انفال/48
همانا من چیزی را می بینیم که شما نمی بینید.
13.شکر نعمت نعمتت افزون کند
کفر نعمت از کفت بیرون کند
وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ ?7?
و آنگاه که پروردگارتان اعلام کرد که اگر واقعا سپاسگزارى کنید [نعمت] شما را افزون خواهم کرد و اگر ناسپاسى نمایید قطعا عذاب من سختخواهد بود (7)
14.واعظان کین جلوه بر محراب و منبر می کنند
چون به خلوت می روند آن کار دیگری می کنند
أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَکُمْ (بقره/44)
آیا مردم را به خیر و نیکی سفارش می کنید و خودتان را فراموش می نمائید
15.کبوتر با کبوتر ، باز با باز
کند همجنس با همجنس پرواز
الْخَبِیثَاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَالْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثَاتِ وَالطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَالطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ (نور / 26)
16.ناریان مر ناریان را جاذبند
نوریان مر نوریان را طالبند
از مکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو ز جو
فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ (زلزال/7? وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ ?زلزال/8?
هر که هم وزن ذره اى بدى کند [نتیجه] آن را خواهد دید. و هر که هم وزن ذره اى بدى کند [نتیجه] آن را خواهد دید.
17.هرچه رشته بود پنبه شد
وَلاَ تَکُونُواْ کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِن بَعْدِ قُوَّةٍ أَنکَاثًا...(سوره نحل آیه 92)
و مانند آن [زنى] که رشته خود را پس از محکم بافتن [یکى یکى] از هم مىگسست مباشید...
خدایا به داده هایت شکر
به نداده هایت شکر
|
شکر کلمه ای است که در قرآن زیاد به آن برخورد کرده ایم. معنی شکر این است که انسان در مقابل فردی که از او خیری به وی رسیده است اظهار قدردانی کند و مثلاً بگوید: من ممنون هستم. آیا معنی شکر خدا همین است که بگوییم «الهی شکر»؟ نه، اشتباه است. «الهی شکر» صیغه شکر است نه خود شکر. خود شکر چیز دیگری است. مثل اینکه کلمه استغفرالله صیغه توبه است نه خود توبه. توبه پشیمانی از گناه و تصمیم به عدم تکرار است. اظهار «الهی استغفرت و اتوب الیک» اظهار صیغه توبه است نه خود توبه. پس شکر یک معنی دقیقی دارد و آن عبارت است از قدردانی، اندازه شناسی و حق شناسی. لذا شکر هم درباره بنده نسبت به خدا و هم درباره خدا نسبت به بنده به کار می رود: «والله شکور حلیم» (تغابن/17)؛ خدا شکور است یعنی از عمل بنده قدردانی می کند، آن را از بین نمی برد. بنده اگر بخواهد قدرشناس و شاکر باشد باید قدر نعمتهای خدا را بداند، یعنی هر نعمتی را بداند برای چه هدف و منظوری است و در همان مورد مصرف کند. |
به گرفته هایت شکر
چون
داده هایت نعمت
نداده هایت حکمت
و گرفته هایت امتحان است
.........
|
| ||||||
|
|
|
مناجات شکر خدا |
خدايا تو را ستايش بر دفع مصيبتهاى فرود آمده،و پيشآمدهاى سخت،و برطرف كردن دشوارىهاى معيشت،و پىدرپى بودن نعمتهاى بسيار،و تو را ستايپ بر گوارى عطايت،و ستوده بلايت،و نعمتهاى بزرگت، و تو را ستايش بر احسان بسيارت،و خيرريزانت و تكليف آسانت،و دفع دشوارىات، و تو را سپاس بر رشد دادنت سپاس اندك،و اعطاكردنت مزدى كامل،و فرو ريختنت بار سنگين گناه،و پذيرفتنت عذر بىجا،و از دوشنهادنت بار گران تكليف،و هموارهكردنت جايگاه ناهموار،و بازداشتنت از كار بسيار زشت،و تو را ستايش بر بلاى بازگردانده شده،و خوبى فراوان،و دور ساختن امور ترسناك، و رام كردن سخت ستمكار،و تو را ستايش بر كمى تكليف،و بسيارى تخفيف،و تواندهى ناتوان،و فريادرسى اندوهگين،و تو را ستايش بر فراخى مهلتدادنت،و دوام فزونبخشىات،و بازگرداندن كيفرت،و ستوده كارهايت،و پياپى بودن عطايت،و تو را ستايش بر به تأخير افكندن شتاب در عقاب،و ترك غافلگيرى در عذاب،و هموار كردن راه توبه،و فرود آوردن باران ابر،به درستى كه تويى بسيار احسان كننده و پربخشش.
خوش آمدید